خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





افسانه کیمورا

     قسمت پنجم

    سپس گوجوریو کاراته را از استادسوو که استاد بزرگ گوجوریو بود فرا گرفتم و سرانجام
    در دوجوی او کمک مربی شدم ))اویاما ماسوتاتسو که 7 سال از کیمورا بزرگتر بود در همان دوره
    در این باشگاه ها تمرین می کرد.او هم یکی از شاگردان فوناکوشی دومین باخت من وقتی بود که در ماه می 1935 در شیایی که توسط وزارت امور سلطنتی برگزار می
    شد شرکت کردم.در اولین مبارزه با اوساوا دارای دان 5 از پلیس توکیو روبرو شدم.در تلاش برای
    پرتاب او گارد او را محکم گرفتم اوساوا پای راستش را عقب تر قرار داده بود.اوسوتوگاری را با
    تمام قدرت امتحان کردم ولی او تماما پای راستش را عقب قرار می داد و دربرابر فشار ایستادگی
    می کرد.من سپس فنم را به اسوتو اوتوشی تغییر دادم.لحظه ای بعد بدنم در هوا چرخید و با پشت به
    زمین خوردم اول سرم بود که با زمین ا ا صبت کرد و باعث شد هوشیاری ام را از دست بدهم.
    در همان سال با کنشیرو آبه مسابقه دادم.آبه آنچنا ماهر بود که انگار داشتم با یک سایه مسابقه می
    دادم.هر پرتابی که می کردم فایده ای نداشت.آبه آنقدر قوی بود که مرا را چندین بار بی تعادل کرده
    بود.هیچ کس شک نداشت که آبه ،مرا شکست داده است.
    در پاییز همان سال هیدئو یاماموتو با یک کوچی گاری مرا ایپون کرد.
    انتقام از آبه ، اوساوا ،یاماموتو
    کیمورا بشدت از 4 باختی که در سال 1935 داده بود ناامید شده بود و قصد داشت جودو را رها
    کند.ولی با توصیه و تشویق دوستان صمیمی اش فونایاما و کای شروع به تمرین با یک اراده و عزم
    جدید کرد.تمام شب هارا با یک درخت تمرین می کرد تا اوسوتوگاری خود را کامل کند.از طریق این
    تمرین نه تنها او اوسوتوگاری اش را پالوده و تصفیه کرد بلکه سلاح جدیدی بدست آورد بنام
    تسوری کومی گوشی ،این تکنیک در پیروزی در مسابقات به کمک او آمد.پس از 6 ماه ،تکنیک های
    سرپای او آنقدر پیشرفت کرده بود که در رندوری در کودوکان ودوجوی کیشیجو)باشگاه پلیس
    توکیو( 10 نفر را بیهوش کرد.برای حریفان او اینکار غیر عادی نبود که قبل از تمرین از او
    درخواست کنند تا اوسوتوگاری نزند.
    چون کیمورا اغلب در باشگاه گیشیجو تمرین می کرد برایش مشکل نبود تا با اوساوا تمرین کند.در
    آنجا اوساوا را با سئوناگه به راحتی پرتاب می کرد.چون آبه در بوسن در کیوتو تمرین می کرد
    برای کیمورا مشکل بود تا با او تمرین کند.حدود 6 ماه بعد استاد اوشیجیما، آبه را در دانشگاه کیو
    ملاقات کرد.ظاهرا آبه از بوسن فارق التحصیل شده بود و در دانشگاه کیو تدریس می کرد.اوشیجیما
    پرسیده بود ))کی به کودوکان برای تمرین می روی؟((.آبه پاسخ داده بود ))فردا((.استاد اوشیجیما
    این خبر را به کیمورا رساند.کیمورا زودتر از همیشه به کودوکان رفت پس از گرم کردن آرام
    نشست و منتظر آبه شد.زمان به کندی سپری می شد.کیمورا فکر کرد آبه نمی آید.ناگهان آبه به
    باشگاه آمد.کیمورا جلو رفت تعظیم کرد و از او درخواست کرد تا با او تمرین کند.آبه با کمال میل
    پذیرفت.در 20 دقیقه تمرین آن دو، آبه با سئوناگه اوسوتوگاری و اوچی گاری پرتاب می شد.کیمورا
    بارها او را برروی زمین سفت و چوبی و تاتامی می کوباند.وقتی سال ها بعد همدیگر را در لندن
    ملاقات کردند آبه به کیمورا گفت :بخاطر آنکه در آن روز در کودوکان از جودو بر علیه من سوء
    استفاده کردی ، به شاگردانم در بوسن گفتم تا سخت تر تمرین کنند تا بتوانند تورا شکست دهند.
    استاد اوشیجیما برای کیمورا و هیدئو یاماموتو در باشگاه میتسوبیشی در توکیو یک مسابقه راه
    انداخت.یاماموتو دیگر حریف کیمورا نبود و با اوده گارامی مسابقه را واگذار کرد.


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : تمرین ,کیمورا ,اوساوا ,اوسوتوگاری ,مسابقه ,کودوکان ,هیدئو یاماموتو ,
    افسانه کیمورا

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده